مرتضى راوندى

515

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

صفحه داستان ، كار بازى نيست ، لذا نويسنده واقع‌گرا بايد علاوه بر قريحه ( نيروى پندار هنرى و نگرش تيزبين ) از معرفت و تجربه لازم و قدرت تفكر فلسفى برخوردار باشد ، و الا تصويرش راستين و نغمه‌اش شنيدنى نخواهد بود . تاريخ ادبى ايران معاصر از جهت اسلوب هنرى هنوز تقسيم‌بندى نشده ، ولى براى روشن شدن مطلب بطور اجمالى مىگوئيم ، داستانهايى مانند روزگار سياه عباس خليلى ، منهم گريه كردم جهانگير جليلى از نوع اول است و در فارسى نظاير زيادى دارد ولى در نوع دوم از همان آغاز تكامل داستان‌نگارى معاصر فارسى نمونه‌هايى به وجود آمد مانند تهران مخوف نوشتهء مشفق كاظمى ، زيبا نوشتهء حجازى ، تفريحات شب ، نوشتهء محمد مسعود و كمى ديرتر حاجى آقا اثر صادق هدايت ، قلتشن ديوان اثر جمالزاده ، چشمهايش اثر بزرگ علوى و دختر رعيّت نوشتهء به آذين ، ترديدى نيست كه اين آثار هم از جهت هنرى و هم از جهت رئاليسم در سطوح مختلفى است . . . ما بين نسل مقدمتر و نسل نوين ، داستان‌نگاران ، نويسندگان در سنين مختلف و با سبكهاى گوناگون مانند صادق چوبك ، به آذين ، سيمين دانشور ، جلال آل احمد ، صد بهرنگى ، جمال مير صادقى ، ابراهيم گلستان ، على محمد افغانى ، ايرج پزشكزاد و ديگران پل رابطى به وجود مىآورند . نسل جوان با هيجان و تعهد تازه و گاه با بسيج بيشتر هنرى به ميدان مىآيد و كسانى مانند محمود دولت‌آبادى ، ساعدى ، سعيد سلطانپور ، فريدون تنكابنى ، گلشيرى ، بهرام صادقى ، دانش آراسته ، احمد محمود ، مؤذّن ، رهبر ، ناصر ايرانى ، اصغر الهى ، و نامهاى ديگر وارد عرصه مىشوند و ناشران هر روز ، عنوان تازه‌يى از مجموعه داستانهاى كوچك ، متوسط يا بزرگ عرضه مىدارند و ترديدى نيست كه اين كالاهاى معنوى كاملا در سطوح مختلف ارزش هنرى است . آينده نشان خواهد داد كه اين روند چگونه شكل خواهد گرفت ، از سويى جاذبهء سنن نجيب و والاى هنر نويسندگى و انديشه‌هاى مترقى و از سوى ديگر شكنجه‌هاى ساواك و وسوسه‌هاى نوكران ارباب قدرت در برابر آنان دام‌گسترى مىكند . شخصيت هنرى اين نسل در داخل اين دو نيروى مثبت و منفى تكامل مىيابد . » در پايان اين بحث دلكش و آموزنده نويسنده با تأسف بسيار مىگويد : « . . . قريحه‌ها آفريننده‌يى كه اكنون در ايران پيدا شده‌اند ، نه‌تنها از شرايط سالم و مثبت رشد محرومند ، بلكه بايد با پتيارهء يك زندگى بيرحم و بىصفت ، با تمام عزم ، كشتى بگيرند تا بتوانند دامن هنر را پاك نگاهدارند ، آرزوى ما آنست كه آنها در اين رزم دشوار و نابرابر براى هنر انسانى و اصيل از پاى درنيايند ، زيرا درست است كه به قول « گوته » قريحه در خاموشى و